حتما بپرسید - 09-05-1395

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

تلاش بر تنظیم و ارائه ی پاسخ تا 8 روز پس از ثبت پرسش می باشد

آخرین پرسش های پاسخ داده شده

 09/05/1395

پرسش :

سلام علیکم جناب آقای اسلامپور اگر خانمی از دنیا برود در حالی که حق ارث خود را از برادرانش طلب نکرده باشد ایا فرزندان این خانم  می توانند حق ارث مادر را از دایی های خود طلب کنند یا نه؟

 پرسش :

آقای اسلامپور یکی از دوستان من با اینکه همسر و سه فرزند دارد مرتب زنان مختلفی را صیغه می کند و هر بار من او را با یک خانم جدید می بینم. وقتی او را از این کار منع می کنم و می گویم این کار تو صحیح نیست می گوید: من روش پیامبران و ائمه را می روم آنها نیز زنان متعددی داشته اند . من نه تنها اشتباه نمی کنم بلکه کار ثوابی هم انجام می دهم. نظر شما چیست؟

 پرسش :

پدرم در تاریخ 95/01/12 فوت شدند ایشان در اسفند ماه 94 مبلغ 10میلیون در بانک پول گذاشتند و ماهیانه سود میگیرند آیا این مبلغ بعد از مرگش میبایست قبل از اینکه یکسال شود خمس پرداخت گردد یا نه

 پرسش :

واقعا اینقدر وضعیت خراب است که حتی با ازدواج موقت هم نمی توان به گناه کشیده نشد!!!!!!!!!!!!!!

 پرسش :

سوال فراموش شده!!!!! می گویند پسرها را باید تا چیزی نفهمیدند زن داد والا دیگر ازدواج نمی کنند. نظر شما چیست؟

 پرسش :

دختران هم می توانند ازدواج موقت کنند!!!!! من فکر می کردم این امکان فقط برای زنانی است که قبلا ازدواج کرده اند ولی همسرشان را از دست داده اند

به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

 09/05/1395

پرسش :

سلام علیکم جناب آقای اسلامپور اگر خانمی از دنیا برود در حالی که حق ارث خود را از برادرانش طلب نکرده باشد ایا فرزندان این خانم  می توانند حق ارث مادر را از دایی های خود طلب کنند یا نه؟

پاسخ :

مالکیت ارث از آن دسته از  امور وضعی ای است که به علم و نیت و طلب وابسته نیست

به محض فوت مورث ، بصورت اتوماتیک ، وارثان به طور مشاع ، مالک مازاد بر دیون و ثلث می شوند

بعد از آن نیز  ،

به محض فوت یکی از این وارثان  ، بصورت اتوماتیک ، وارثان او  به طور مشاع ، مالک مازاد بر دیون و ثلث می شوند

 

پرسش :

آقای اسلامپور یکی از دوستان من با اینکه همسر و سه فرزند دارد مرتب زنان مختلفی را صیغه می کند و هر بار من او را با یک خانم جدید می بینم. وقتی او را از این کار منع می کنم و می گویم این کار تو صحیح نیست می گوید: من روش پیامبران و ائمه را می روم آنها نیز زنان متعددی داشته اند . من نه تنها اشتباه نمی کنم بلکه کار ثوابی هم انجام می دهم. نظر شما چیست؟

پاسخ :

امام معاصر با علی بن یقطین او را از این کار منع نمود
پیامبر صلی الله علیه و آله تا زمانی که ام المومنین خدیجه  علیها السلام زنده بودو امیرالمومنین علیه السلام تا زمانی که فاطمه علیها السلام زنده بود همسر دیگری نداشتند

 

پرسش :

پدرم در تاریخ 95/01/12 فوت شدند ایشان در اسفند ماه 94 مبلغ 10میلیون در بانک پول گذاشتند و ماهیانه سود میگیرند آیا این مبلغ بعد از مرگش میبایست قبل از اینکه یکسال شود خمس پرداخت گردد یا نه

پاسخ :

در فرض سوال ، خیر

مگر این که اطمینان داشته باشید که به پولی که در بانک گذاشته بودند خمس تعلق گرفته بوده است و ایشان پرداخت ننموده اند

 

در فرض سوال ، اگر تمام اطلاعات شما درباره ی موضوع پرسش ، همین اطلاعات ذکر شده است ، پول در بانک گذاشته شده ، خمس ندارد و بعد از پرداخت حق الله و حق الناس  ( خمس – بدهی و ... ) و انجام وصیت در حد ثلث ، متعلق به ورثه است

البته اگر تا سال خمسی ورثه خرج نشود تعلق خمس به آن ، بستگی به فتوای مرجع محترم تقلید وارث دارد

پرسش :

واقعا اینقدر وضعیت خراب است که حتی با ازدواج موقت هم نمی توان به گناه کشیده نشد!!!!!!!!!!!!!!

پاسخ :

فرهنگ جامعه ی ما پذیرای ازدواج موقت نیست
به همین دلیل از این راه نمی توان مانع رخدادهای گناه آلود شد
در متن جامعه ی بزرگ ایرانی ما به خوبی پاکدامنی اکثریت جوانان ما دیده می شود
مانکن ها نمایش می دهند ولی نماد دختر ها و پسرهای پاک ایرانی نیستند

 

 

 

 

پرسش :

سوال فراموش شده!!!!! می گویند پسرها را باید تا چیزی نفهمیدند زن داد والا دیگر ازدواج نمی کنند. نظر شما چیست؟

پاسخ :

اگر معنی تا چیزی نفهمیدند ،

این است که

تا برای  لذت بردن از ارتباط با جنس مخالف به حرام  نیافتاده اند ، باید کفوی برایشان برگزید وگرنه ممکن است به دام گناه بیافتند و از کفو  واقعی خویش محروم گردند

جمله صحیح است

و اگر معنی تا چیزی نفهمیدند ،

این است که تا با سختی های زندگی آشنا نشده اند و پیش از این که مهارت زندگی کردن را بیاموزند باید آنها را در  کار انجام شده قرار داد

جمله صحیح نیست

 

 

 

پرسش :

دختران هم می توانند ازدواج موقت کنند!!!!! من فکر می کردم این امکان فقط برای زنانی است که قبلا ازدواج کرده اند ولی همسرشان را از دست داده اند

پاسخ :

در مورد دخترها ، هر دو نوع ازدواج دائم و موقت اذن پدر شرط است مگر اینکه مانع ازدواج با کفو گردد

 

 

 

 17/03/1395

پرسش : سلام علیکم جناب استاد

من فکر می کنم با توجه به اینکه امر به معروف و نهی از منکر کلامی در زمان ما ممکن است نتایج خوبی نداشته باشد

بهتر است در همه مکان های عمومی نوشته هایی در رابطه با این امر قرار دهند تا همیشه در جلوی چشم مردم باشد

 این کار بتدریج آثار خوبی برجای می گذارد و سبب می شود مردم به واجبات دینی بیشتر اهمیت دهند و از محرمات الهی پرهیز کنند.

 نظر شما چیست؟

 

پاسخ :

سلام علیکم

یکی از 4 شرط در  امر به معروف و نهی از منکر  ، احتمال تاثیر است ( نتیجه ی بد یا خوب نه ! تاثیرگذاری بر مخاطب مهم است )

اگر گفتار چهره به چهره موثر باشد یا رفتار رسانه ای تاثیرگذار باشد تفاوتی ندارد و انجام  هر کدام ، بازدارنده از انجام دیگری نیست اگر آن دیگری تاثیرگذار باشد

 

دو قسمت ادامه را با دقت مطالعه فرمایید

الف : بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای حفظه الله

ب : فتاوای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای حفظه الله

 

الف : بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای حفظه الله

من مى‏خواهم این واجب فراموش‏شده‏ى اسلام را به یاد شما و ملت ایران بیاورم: امر به‏ معروف‏ و نهى از منکر. همه‏ى آحاد مردم باید وظیفه‏ى امر کردن به کار خوب و نهى کردن از کار بد را براى خود قائل باشند. این، تضمین‏کننده‏ى حیات طیبه در نظام اسلامى خواهد بود. عمل کنیم تا آثارش را ببینیم. امر به‏ معروف‏، یک مرحله‏ى گفتن و یک مرحله‏ى عمل دارد. مرحله‏ى عمل، یعنى اقدام با دست و با زور. این مرحله، امروز به عهده‏ى حکومت است و باید با اجازه‏ى حکومت انجام بگیرد و لا غیر. اما گفتن با زبان، بر همه واجب است و همه باید آن را بدون ملاحظه انجام بدهند.

گفتن گناه به گناهکار با زبان خوش و با لحن مناسب و در جایى هم با زبان تند- در مواردى که مفسده‏یى به وجود نیاید- گناه را در جامعه کم خواهد کرد و به ضعف و انزوا خواهد انداخت. چرا ما از این موضوع غافلیم؟ همه‏ى آحاد مردم، در محیط کسب و خانه و جمع دوستان و در محیط درس و دانشگاه و کلًا در هرجایى که هستند، اگر خلافى را دیدند، به خلاف‏کار بگویند: این، از نظر اسلام خلاف است؛ چرا انجام مى‏دهى؟ گفتن همین یک‏کلمه مؤثر است. اگر زبانهاى گوناگون و نفَسهاى مختلف گناه را تذکر بدهند، گناهکار به طور غالب از گناه و تخلف دست خواهد کشید؛ چه این تخلف، تخلف شرعى و چه تخلف از قوانین باشد

جوانان در محیط خودشان، امر به‏ معروف‏ و نهى از منکر کنند. چرا این واجب امر به‏ معروف‏، امر به کارهاى خوب در جامعه‏ى اسلامى هنوز اقامه نشده است؟ نگویید به من چه؛ او هم نمى‏تواند بگوید به تو چه؛ اگر هم گفت، شما اعتنا نکنید. بعضى خیال مى‏کنند تا منکرى دیده شد، باید با مشت به سراغش بروند! نه، ما سلاحى داریم که از مشت کارگرتر است. آن چیست؟ سلاح زبان. زبان از مشت خیلى کارگرتر و نافذتر و مؤثرتر است؛ مشت کارى نمى‏کند.

بعضى جوانان به ما نامه مى‏نویسند که اجازه بدهید ما با این تظاهرات منکراتى، مقابله و مبارزه کنیم. خیلى خوب، مقابله بکنید؛ اما چطور؟ بریزید، طرف مقابل را تکه پاره کنید؟! نه، این نیست. حرف بزنید، بگویید؛ یک‏کلمه بیشتر هم نمى‏خواهد؛ لازم نیست یک سخنرانى بکنید. کسى که مى‏بینید خلافى را مرتکب مى‏شود دروغ، غیبت، تهمت، کین‏ورزى نسبت به برادر مؤمن، بى‏اعتنایى به محرّمات دین، بى‏اعتنایى به مقدسات، اهانت به پذیرفته‏هاى ایمانى مردم، پوشش نامناسب، حرکت زشت یک کلمه‏ى آسان بیشتر نمى‏خواهد؛ بگویید این کار شما خلاف است، نکنید؛ لازم هم نیست که با خشم همراه باشد. شما بگویید، دیگران هم بگویند، گناه در جامعه خواهد خشکید.

چرا کسانى از گفتن ابا مى‏کنند؟ یک عده بر اثر ضعف نفس از گفتن ابا مى‏کنند، یک عده هم خیال مى‏کنند که گفتن فایده‏یى ندارد؛ باید با دست جلو بروند! نه، زبان از دست خیلى مهم‏تر است. امر به معروف و نهى از منکر را اقامه کنید؛ نگذارید در جوامع جوان چه در مدرسه‏ها، و چه در دانشگاهها کار به فساد بکشد

چندى پیش گفتم: «همه امر به‏ معروف‏ و نهى از منکر کنند.» الآن هم عرض مى‏کنم: نهى از منکر کنید. این، واجب است. این، مسئولیت شرعى شماست. امروز مسئولیت انقلابى و سیاسى شما هم هست.

به من نامه مى‏نویسند؛ بعضى هم تلفن مى‏کنند و مى‏گویند: «ما نهى از منکر مى‏کنیم. اما مأمورین رسمى، طرف ما را نمى‏گیرند. طرف مقابل را مى‏گیرند!» من عرض‏ مى‏کنم که مأمورین رسمى چه مأمورین انتظامى و چه مأمورین قضائی حق ندارند از مجرم دفاع کنند. باید از آمر و ناهى شرعى دفاع کنند. همه‏ى دستگاه حکومت ما باید از آمر به معروف و ناهى از منکر دفاع کند. این، وظیفه است. اگر کسى نماز بخواند و کس دیگرى به نمازگزار حمله کند، دستگاه‏هاى ما از کدامیک باید دفاع کنند؟ از نمازگزار یا از آن کسى که سجاده را از زیر پاى نمازگزار مى‏کشد؟ امر به معروف و نهى از منکر نیز همین‏طور است. امر به معروف هم مثل نماز، واجب است. در نهج البلاغه مى‏فرماید: «و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهى عن المنکر الا کنفثة فی بحر لجی.» یعنى امر به معروف و نهى از منکر، در مقیاس وسیع و عمومى خود، حتى از جهاد بالاتر است؛ چون پایه‏ى دین را محکم مى‏کند. اساس جهاد را امر به معروف و نهى از منکر استوار مى‏کند. مگر مأمورین و مسئولین ما مى‏توانند آمر به معروف و ناهى از منکر را با دیگران مساوى قرار دهند؛ چه رسد به اینکه نقطه‏ى مقابل او را تأیید کنند!؟ البته جوان حزب‏اللهى هم باید باهوش باشد. باید چشمهایش را باز کند و نگذارد کسى در صفوف او رخنه کند و به نام امر به معروف و نهى از منکر، فسادى ایجاد نماید که چهره‏ى حزب اللّه را خراب کند. باید مواظب باشید. این، به عهده‏ى خودتان است. من یقین دارم و تجربه‏هاى این چند سال هم نشان داده تا نیروهاى مؤمن و حزب‏اللهى براى انجام کارى به میدان مى‏آیند، یک عده عناصر بدلى و دروغین، با نام این‏ها در گوشه‏اى فسادى ایجاد مى‏کنند تا ذهن مسئولین را نسبت به نیروهاى مؤمن و حزب‏اللهى و مردمى چرکین کنند. مواظب باشید. مسأله‏ى امر به معروف و نهى از منکر، مثل مسأله‏ى نماز است. یاد گرفتنى است. باید بروید یاد بگیرید. مسئله دارد که کجا و چگونه باید امر به معروف و نهى از منکر کرد؟ البته من عرض مى‏کنم قبلًا هم گفته‏ام در جامعه‏ى اسلامى، تکلیف عامه‏ى مردم، امر به معروف و نهى از منکر با لسان است؛ با زبان. اگر کار به برخورد بکشد، آن دیگر تکلیف مسئولین است. آن‏ها باید وارد شوند. اما امر به معروف و نهى از منکر زبانى، مهم‏تر است. عاملى که جامعه را اصلاح مى‏کند، همین نهى از منکر زبانى است. به آن آدم بدکار، به آن آدم خلاف‏کار، به آن آدمى که اشاعه‏ى فحشا مى‏کند، به آن آدمى که مى‏خواهد قبح گناه را از جامعه ببرد، مردم باید بگویند. ده نفر، صد نفر، هزار نفر! افکار عمومى روى وجود و ذهن او باید سنگینى کند. این، شکننده‏ترین چیزهاست. همین نیروهاى مؤمن و بسیجى و حزب‏اللهى؛ یعنى همین عامه‏ى مردم مؤمن؛ یعنى همین اکثریت عظیم کشور عزیز ما

قوام حکومت اسلامى و بقاى حاکمیت اخیار، به این است که در جامعه امر به‏ معروف‏ و نهى از منکر باشد. امر به‏ معروف‏ فقط این نیست که ما، براى اسقاط تکلیف، دو کلمه بگوییم. آن هم در مقابل منکراتى که معلوم نیست از مهم‏ترین منکرات باشند. وقتى یک جامعه را موظّف مى‏کنند که آحادش باید دیگران را به‏ معروف‏ امر و از منکر نهى کنند، این به چه معناست؟ چه وقت ممکن است آحاد یک ملت آمر به‏ معروف‏ و ناهى از منکر باشند؟ وقتى‏که همه، به معناى واقعى در متن مسائل کشور حضور داشته باشند؛ همه کار داشته باشند به کارهاى جامعه؛ همه اهتمام داشته باشند؛ همه آگاه باشند؛ همه معروف‏شناس و منکرشناس باشند. این، به معناى یک نظارت عمومى است؛ یک حضور عمومى است؛ یک همکارى عمومى است؛ یک معرفت بالا در همه است.

امر به معروف، این‏هاست. و الّا اگر ما امر به معروف را در یک دایره محدود، آن هم به وسیله افراد معلومى، زندانى کنیم، دشمن هم در تبلیغات خودش بنا مى‏کند سمپاشى‏ کردن؛ که در ایران بناست از این به بعد، نسبت به زنهاى بدحجاب، این‏طور عمل شود! این واجبِ به این عظمت را، که قوام همه چیز به آن است، بیاورند در دایره‏اى محدود، در خیابانهاى تهران؛ آن هم نسبت به چند نفر زنى که وضع حجابشان مثلًا درست نیست. این است معناى امر به معروف؟! این است معناى حضور نیروهاى مؤمن در صحنه‏هاى گوناگون جامعه؟! قضیه، بالاتر از این حرفهاست. تخلّفها یک اندازه و یک نوع نیست. تخلّفها، تخلّف‏هاى فردى نیست. بالاترین تخلّفها، آن تخلّفها و جرایمى است که پایه‏هاى نظام را سست مى‏کند. نومید کردن مردم، نومید کردن دلهاى امیدوار، کج نشان‏دادنِ راه راست، گمراه کردن انسانهاى مؤمن و بااخلاص، سوءاستفاده کردن از اوضاع و احوال گوناگون در جامعه اسلامى، کمک کردن به دشمن، مخالفت کردن با احکام اسلامى و تلاش براى به فساد کشاندن نسل مؤمن. امروز دست‏هایى تلاش مى‏کنند تا فساد را به صورت نامحسوس نه آن طورى که شما در خیابان آن را ببینید و بفهمید و مشاهده کنید به شکلهاى گروهکى، ترویج کنند و جوانان را به فساد بکشانند؛ پسرها را به فساد بکشانند؛ مردم را به بى‏اعتنایى بکشانند. منکرات این‏هاست؛ منکرات اخلاقى، منکرات سیاسى، منکرات اقتصادى. همه جا، جاى نهى از منکر است. یک دانشجو هم، در محیط درس مى‏تواند نهى از منکر کند. یک کارمند شریف هم، در محیط کار خود مى‏تواند نهى از منکر کند. یک کاسب مؤمن هم، در محیط کار خود مى‏تواند نهى از منکر کند. یک هنرمند هم، با وسایل هنرى خود، مى‏تواند نهى از منکر کند. روحانیون در محیطهاى مختلف، یکى از مهم‏ترین عوامل نهى از منکر و امر به معروفند. نمى‏شود این واجبِ بزرگ الهى را در دایره‏هاى کوچک، محدود کرد. کار هم کار همه است. این‏طور نیست که مخصوص عدّه خاصى باشد. البته هرکس وظیفه‏اى دارد. من در پیام تشکّرى که منتشر شد، عرض کردم‏ : قشرهاى مختلف، باید جایگاه خود را در امر به معروف و نهى از منکر، پیدا کنند. هرکس جایگاهى دارد. کجا باید نهى از منکر کنید؟ شما در مقابل کدام منکر مى‏توانید مقاومت کنید و بایستید؟ کدام را مى‏شناسید؟ کار، کار مردمى است. البته، علماى دین باید مردم را هدایت و راهنمایى کنند؛ کیفیّت نهى از منکر را بیان کنند و منکر را براى آن‏ها شرح دهند

ما به آحاد ملت عزیز عرض کردیم؛ و گفتیم امر به‏ معروف‏ و نهى از منکر، این واجب الهى را برپا بدارید. در بین جوانان در سرتاسر کشور، شور و غوغایى به وجود آمد. پس، پیداست که این جوانان متمایل به امر به‏ معروف‏ و نهى از منکرند. بنابراین، وظیفه‏ى ما، مسئولین، قانون‏گذاران و مجریان است که راه و زمینه را براى اجراى این واجب الهى هموار و فراهم کنیم. امروز بحمد اللّه مجلس شوراى اسلامى، مجریان، مسئولین کشور و دستگاه قضائی، همه از خود این ملتند. مبادا در گوشه و کنار، یا در دستگاه انتظامى یا قضائی، کسانى باشند که راه را جلو آمر به‏ معروف‏ و ناهى از منکر سد کنند! مبادا کسانى باشند که اگر کسى امر به‏ معروف‏ و نهى از منکر کرد، از او حمایت نکنند، بلکه از مجرم حمایت کنند! البته خبرهایى از گوشه و کنار کشور، در بعضى از موارد به گوش من مى‏رسد. هرجا که بدانم و احساس کنم و خبر اطمینان‏بخشى پیدا کنم که آمر به‏ معروف‏ و ناهى از منکر، خداى نکرده مورد جفاى مأمور و مسئولى قرار گرفته، خودم وارد قضیه خواهم شد. این، آن چیزى است که قوام کشور و استقلال کشور را حفظ خواهد کرد

من دو تذکر به شما جوانان عزیز در هرجاى کشور که هستید مى‏دهم. اولًا امر به‏ معروف‏ و نهى از منکر یک واجب است که رودربایستى و خجالت برنمى‏دارد. ما گفتیم: اگر دیدید کسى مرتکب خلافى مى‏شود، امر کنید به‏ معروف‏ و نهى کنید از منکر. یعنى به زبان بگویید. نگفتیم مشت و سلاح و قوت به کار ببرید. این‏ها لازم نیست. خداى متعال که این واجب را بر ما مسلمانان نازل فرموده است، خودش مى‏داند مصلحت چگونه است. ما هم تا حدودى حکم و مصالح الهى را درک مى‏کنیم. بزرگترین حربه در مقابل گناهکار، گفتن و تکرار کردن است. اینکه یک نفر بگوید اما ده نفر ساکت بنشینند و تماشا کنند، نمى‏شود. اگر یکى دچار ضعف نفس بشود، یکى خجالت بکشد و یکى بترسد، اینکه نهى از منکر نخواهد شد. گناهکار هم فقط بدحجاب نیست که بعضى فقط به مسأله‏ى بدحجابى چسبیده‏اند. این، یکى از گناهان است و از خیلى از گناهان کوچک‏تر است. خلافهاى فراوانى از طرف آدم‏هاى لاابالى در جامعه وجود دارد: خلافهاى سیاسى، خلافهاى اقتصادى، خلاف در کسب و کار، خلاف در کار ادارى، خلافهاى فرهنگى. این‏ها همه خلاف است. کسى غیبت مى‏کند، کسى دروغ مى‏گوید، کسى توطئه مى‏کند، کسى مسخره مى‏کند، کسى کم‏کارى مى‏کند، کسى ناراضى‏تراشى مى‏کند، کسى مال‏ مردم را مى‏دزدد، کسى آبروى مردم را بر باد مى‏دهد. این‏ها همه منکر است. در مقابل این منکرات، عامل بازدارنده، نهى است؛ نهى از منکر. بگویید: «آقا، نکن.» این تکرار «نکن»، براى طرف مقابل، شکننده است. این نکته‏ى اول؛ که نهى از منکر، اراده و تصمیم و قدرت و شجاعت لازم دارد، که بحمد اللّه، در قشرهاى مردم ما و در زن و مرد ما وجود دارد. باید آن را به کار بگیرید. منتظر نباشید که دستگاه‏ها بیایند و کارى بکنند.

بعضى از مردم به اینجا تلفن زدند، نامه نوشتند و سفارش کردند که «آقا! شما گفتید نهى از منکر. سیل پشتیبانى‏ها هم انجام گرفت. اما عملًا کارى نشد!» عملًا چه کار مى‏خواستید بشود؟ مگر لازم است که اینجا هم دولت وارد شود یا دستگاه قضائی مستقیماً وارد شود؟ خود مردم باید وارد شوند. خود مردم باید نهى کنند. البته دولت، مجلس شوراى اسلامى، دستگاه قضائی و نیروى انتظامى، موظفند که ناهى از منکر را پشتیبانى کنند. این، وظیفه‏ى آن‏هاست. مباشر کار، خود مردم مى‏توانند باشند و باید باشند. بخش عمده‏ى قضیه، اینجاست. جوان رزمنده، خانواده‏ى شهیدداده، خانواده‏ى ایثارگر، خانواده‏ى اهل انفاق، مؤمنین نمازخوان و روزه بگیر و مسجد برو، دلسوزان انقلاب، روشن‏فکران علاقه‏مند به مفاهیم اسلامى و انقلابى؛ همه‏ى این‏ها باید در صحنه باشند.

تذکر دوم این است که مواظب باشید کسانى از این واجب الهى، سوءاستفاده نکنند. حساب صاف کردنها، به خرده حسابهاى گذشته رسیدن، پرده‏درى، آبروریزى، تعرض به نوامیس و عرض و مال این و آن به بهانه‏ى این واجب الهى، این‏ها نباید باشد. مردم باید هوشیار باشند.

بهترین شیوه‏ى برخورد با منکرات چیست؟

بستگى به این دارد که چه کسى بخواهد برخورد کند. اگر شما بخواهید برخورد کنید، «زبان» است. شما به غیر از زبان، هیچ تکلیف دیگرى ندارید. نهى از منکر براى مردم، فقط زبانى است. البته براى حکومت، این‏طور نیست. اگر منکر بزرگى باشد، برخورد حکومت احیاناً ممکن است برخورد قانونى و خشن هم باشد؛ لیکن نهى از منکر و امر به معروفى که در شرع مقدّس اسلام هست، زبان است؛ «انّما هی اللسان».

تعجّب نکنید. من به شما عرض مى‏کنم که تأثیر امر و نهى زبانى اگر انجام گیرد از تأثیر مشت پولادین حکومتها بیشتر است. من چند سال است که گفته‏ام امر به‏ معروف‏ و نهى از منکر. البته عدّه‏اى این کار را مى‏کنند؛ اما همه نمى‏کنند. همه تجربه نمى‏کنند، مى‏گویند آقا چرا اثر نمى‏کند؛ تجربه کنید. منکرى را که دیدید، با زبان تذکّر دهید. اصلًا لازم هم نیست زبان گزنده باشد و یا شما براى رفع آن منکر، سخنرانى بکنید. یک‏کلمه بگویید: آقا! خانم! برادر! این منکر است. شما بگویید، نفر دوم بگوید، نفر سوم بگوید، نفر دهم بگوید، نفر پنجاهم بگوید؛ کى مى‏تواند منکر را ادامه دهد؟

البته به شما بگویم عزیزان من! منکر را باید بشناسید. چیزهایى ممکن است به نظر بعضى منکر بیاید؛ در حالى که منکر نباشد. باید معروف و منکر را بشناسید. واقعاً باید بدانید این منکر است. بعضى گفته‏اند که باید احتمال تأثیر وجود داشته باشد. من مى‏گویم احتمال تأثیر همه جا قطعى است؛ مگر در نزد حکومتهاى قلدر، قدرتمندان و سلاطین. آن‏هایند که البته حرف حساب به گوششان فرونمى‏رود و اثر نمى‏کند؛ اما براى مردم چرا. براى مردم، حرف اثر دارد. بنابراین، پاسخ من این شد که بهترین روش براى شما که از من سؤال کردید، «زبان» است.

در مسأله‏ى امر به‏ معروف‏ و نهى از منکر، فقط نهى از منکر نیست؛ امر به‏ معروف‏ و کارهاى نیک هم هست. براى جوان، درس خواندن، عبادت کردن، اخلاق نیک، همکارى اجتماعى، ورزش صحیح و معقول و رعایت آداب و عادات پسندیده در زندگى، همه جزو اعمال خوب است. براى یک مرد، براى یک زن و براى یک خانواده، وظایف خوب و کارهاى بزرگى وجود دارد. هرکسى را که شما به یکى از این کارهاى خوب امر بکنید به او بگویید و از او بخواهید امر به‏ معروف‏ است. نهى از منکر هم فقط نهى از گناهان شخصى نیست. تا مى‏گوییم نهى از منکر، فوراً در ذهن مجسّم مى‏شود که اگر یک نفر در خیابان رفتار و لباسش خوب نبود، یکى باید بیاید و او را نهى از منکر کند. فقط این نیست؛ این جزء دهم است.

نهى از منکر در همه‏ى زمینه‏هاى مهم وجود دارد؛ مثلًا کارهایى که افراد توانا دستشان مى‏رسد و انجام مى‏دهند؛ همین سوءاستفاده‏ى از منابع عمومى؛ همین رفیق‏بازى در مسائل عمومى کشور، در باب واردات، در باب شرکتها و در باب استفاده از منابع تولیدى و غیره؛ همین رعایت رفاقتها از سوى مسئولان. یک‏وقت دو نفر تاجر و کاسبند و باهم همکارى و رفاقت مى‏کنند، آن یک حکم دارد؛ یک‏وقت است که آن کسى که مسئول دولتى است و قدرت و اجازه و امضاء در دست اوست، با یک نفر رابطه‏ى ویژه برقرار مى‏کند؛ این آن چیزى است که ممنوع و گناه و حرام است و نهى از آن بر همه‏ى کسانى که این چیزها را فهمیده‏اند در خود آن اداره، در خود آن بخش، بر ما فوق او، بر زیردست او واجب است؛ تا فضا براى کسى که اهل سوءاستفاده است، تنگ شود.

در محیط خانواده هم مى‏شود نهى از منکر کرد. در بعضى از خانواده‏ها حقوق زنان رعایت نمى‏شود؛ در بعضى از خانواده‏ها حقوق جوانان رعایت نمى‏شود؛ در بعضى از خانواده‏ها، بخصوص حقوق کودکان رعایت نمى‏شود. این‏ها را باید به آن‏ها تذکّر داد و از آن‏ها خواست. حقوق کودکان را تضییع کردن، فقط به این هم نیست که انسان به آن‏ها محبّت نکند؛ نه. سوء تربیتها، بى‏اهتمامى‏ها، نرسیدنها، کمبود عواطف و از این قبیل چیزها هم ظلم به آن‏هاست.

منکراتى که در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آن‏ها نهى کرد و باید نهى کرد، از جمله این‏هاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حیاتى، اتلاف برق، اتلاف وسایل سوخت، اتلاف مواد غذایى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما این همه ضایعات نان داریم؛ اصلًا این یک منکر است؛ یک منکر دینى است؛ یک منکر اقتصادى و اجتماعى است؛ نهى از این منکر هم لازم است؛ هرکسى به هر طریقى که مى‏تواند؛ یک مسئول یک طور مى‏تواند، یک مشترى نانوایى یک طور مى‏تواند، یک کارگر نانوایى طور دیگر مى‏تواند

 

ب : فتاوای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای حفظه الله

س: در همسایگی‌ ما شخصی‌ دارای‌ دستگاه ماهواره است. اگر امر به معروف به صورت گفتار و به نرمی‌

 باعث شود ما متضرر شویم و یا احتمال این را بدهیم که در آنها اثری‌ نداشته باشد. آیا وظیفه ما این است

 که به نیروی‌ انتظامی‌ اطلاع دهیم؟

 ج) اگر از ماهواره استفاد هی‌ حرام م ی‌شود و با اعلام به نیروی‌ انتظامی‌ جلوی‌ استفاده حرام گرفته خواهد شد،

 اعلام، از مصادیق نهی‌ از منکر است و لازم م ی‌شود.

س ١٠٨٢ : اگر کارکنان ادارات و مؤسسات در محل کار خود ارتکاب تخلفات اداری‌ و شرعی‌ را توسط

 مسئولین مافوق مشاهده کنند، چه وظیفه ای‌ دارند؟ اگر کارمندی‌ خوف داشته باشد که در صورت مبادرت

 به نهی‌ از منکر ضرری‌ از طرف مسئولین بالاتر متوجه او شود، آیا تکلیف از او ساقط می‌ شود؟

 ج: اگر شرائط امر به معروف و نهی‌ از منکر وجود داشته باشد، باید امر به معروف و نهی‌ از منکر کنند،

 در غیر این صورت تکلیفی‌ در آن مورد ندارند. همچنین با وجود خوف از ضرر قابل توجه هم تکلیف از آنان

 ساقط می‌ شود، این حکم در مواردی‌ است که حکومت اسلامی‌ حاکم نباشد. ولی‌ با وجود حکومت اسلامی‌ که

 اهتمام به اجرای‌ این فریضه الهی‌ دارد، بر کسی‌ که قادر بر امر به معروف و نهی‌ از منکر نیست، واجب است

 که نهادهای‌ مربوطه را که از طرف حکومت برای‌ این کار اختصاص یافته اند، مطلع نماید و ت ا کَنده شدن

 ریشه های‌ فاسد که فسادآور هم هستند، موضوع را پیگیری‌ کند.

 س ١٠٨٣ : اگر در یکی‌ از اداره های‌ دولتی‌ اختلاس از بیت المال صورت بگیرد و این اختلاس استمرار داشته

 باشد و شخصی‌ این توانایی‌ را در خود ببیند که اگر مسئولیت آن اداره را بر عهده بگیرد، می‌ تواند این وضع

 را اصلاح کند، و این کار هم فقط از طریق دادن رشوه به یکی‌ از کسانی‌ که مسئول آن هستند، امکا ن پذیر

 است، آیا دادن رشوه برای‌ جلوگیری‌ از اختلاس در بیت المال، که در حقیقت دفع افسد به فاسد است، جایز

 است یا خیر؟

 ج: وظیفه اشخاصی‌ که از تخلفات قانونی‌ مطلع می‌ شوند، نهی‌ از منکر با رعایت شرائط و ضوابط شرعی‌

 آن است، و توسل به رشوه و راههای‌ غیرقانونی‌ برای‌ هر عملی‌ هر چند به منظور جلوگیری‌ از فساد، جایز

 نیست. البته، با فرض وقوع چنین عملِ خلافِ شرع و قانون در کشوری‌ که نظام اسلامی‌ بر آن حاکم است،

 وظیفه مردم به مجرد عجز شخصی‌ از امر به معروف و نهی‌ از منکر ساقط نمی‌ شود، بلکه واجب است که به

 نهادهای‌ مربوط اطلاع داده و موضوع را پیگیری‌ نمایند.

س ١٠٨٧ : وظیفه جوانان مؤمن در دانشگاههای‌ مختلط در برابر مفاسدی‌ که در بعضی‌ از آن مکانها مشاهده

 می‌ کنند، چیست؟

 ج: بر آنان واجب است که ضمن دوری‌ جستن از ابتلا به مفاسد، در صورت تمکّن و تحقق شرائط امر به

 معروف و نهی‌ از منکر مبادرت به انجام این فریضه کنند.

 

 

 

پرسش :

از یکی از نزدیکانم بخاطر ظلمی که در حقم کرده ،  به شدت دلخورم و نمی توانم ببخشمش

می ترسم این مانعی بشه  که نتوانم ماه رمضان خوبی داشته باشم

لطفا راهنمایی بفرمایید

 

پاسخ :

اگر بیان و رفتار پشیمان نمایانه دارد از او بگذرید تا خدا هم از شما زمانی که بیان و رفتار پشیمان نمایانه دارید بگذرد

 

 

 

پرسش :

سلام علیکم جناب آقای اسلامپور

نظر شما در مورد ظهور آقا چیست؟

منظورم این است که شما هم فکر می کنید ظهور آقا امام زمان روحی فداه نزدیک است

با توجه به وضعیت سوریه و یمن و جنایات بیشمار داعش و بیداری اسلامی که در بسیاری از کشورهای دنیا اتفاق افتاده است؟

 

پاسخ :

در نگاه کلی ، باور راه یافتگان به سرچشمه ی دعای عهد این است که :

انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا

اما با در نظر گرفتن روایات متعدد ی که دربردارنده ی فراز کذب الوقاتون است ،

برخلاف آنچه شتابزدگان راه نایافته از دور زمان ها تا CD ظهور نزدیک است ، نوعی کاهش فاصله ی فریبنده تا ظهور را تلقین می نمایند

که راهی برای سرخورده نمودن منتظران بوده و هست

حتی اگر شتاب آفرینان نادانسته قدم در این راه شیطانی بنهند

سیره ی متشرعه و علما ی آگاه بر این بوده است که

فرایند اقدام را فراروی شیعه قرار دهند

و او را در مسیر رفتارهای انتظاری قرار دهند

بنا بر این تنها می گوییم :

امیدواریم دوره ی ظهور آن حضرت به اندازه ای نزدیک باشد که در آن ، حضوری یاری رسان داشته باشیم

اما استناد به برخی رخدادهای تلخ یا دلچسب برای توقیت یا بیان دلگرمی نزدیک بودن  ، هرگز تایید راهیافتگان را به دنبال نداشته است

خود آن حضرت عجل الله فرجه از زمان ظهور اطلاع ندارند چه رسد به دیگران

پس

در قلب و زبان :

 اللهم عجل لولیک الفرج

و در رفتار :

واجعلنا من انصاره و اعوانه

با فرایند :

خامنه ای خمینی دیگر است

ولایتش ، ولایت حیدر است

 

 

پاسخ داده شده ها تا  07/03/1395

پرسش :

سلام علیکم جناب آقای اسلامپور

نظر شما در مورد ظهور آقا چیست؟

منظورم این است که شما هم فکر می کنید ظهور آقا امام زمان روحی فداه نزدیک است

با توجه به وضعیت سوریه و یمن و جنایات بیشمار داعش و بیداری اسلامی که در بسیاری از کشورهای دنیا اتفاق افتاده است؟

 

پاسخ :

در نگاه کلی ، باور راه یافتگان به سرچشمه ی دعای عهد این است که :

انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا

اما با در نظر گرفتن روایات متعدد ی که دربردارنده ی فراز کذب الوقاتون است ،

برخلاف آنچه شتابزدگان راه نایافته از دور زمان ها تا CD ظهور نزدیک است ، نوعی کاهش فاصله ی فریبنده تا ظهور را تلقین می نمایند

که راهی برای سرخورده نمودن منتظران بوده و هست

حتی اگر شتاب آفرینان نادانسته قدم در این راه شیطانی بنهند

سیره ی متشرعه و علما ی آگاه بر این بوده است که

فرایند اقدام را فراروی شیعه قرار دهند

و او را در مسیر رفتارهای انتظاری قرار دهند

بنا بر این تنها می گوییم :

امیدواریم دوره ی ظهور آن حضرت به اندازه ای نزدیک باشد که در آن ، حضوری یاری رسان داشته باشیم

اما استناد به برخی رخدادهای تلخ یا دلچسب برای توقیت یا بیان دلگرمی نزدیک بودن  ، هرگز تایید راهیافتگان را به دنبال نداشته است

خود آن حضرت عجل الله فرجه از زمان ظهور اطلاع ندارند چه رسد به دیگران

پس

در قلب و زبان :

 اللهم عجل لولیک الفرج

و در رفتار :

واجعلنا من انصاره و اعوانه

با فرایند :

خامنه ای خمینی دیگر است

ولایتش ، ولایت حیدر است

07/03/1395

 

پرسش :

جناب آقای اسلامپور ایا خواستگاری کردن یک دختر از پسر اشکال دارد؟ چرا در جامعه ما این را یک امر قبیح و زشت می دانند؟ چرا یک دختر باید صبر کند تا بالاخره یک فرد مناسب برای ازدواجش پیدا شود؟ اگر این فرد برای خواستگاریش نیامد تکلیف چیست؟

 

پاسخ :

به این پرسش در کتاب حجاب شهید مطهری به طور مفصل پاسخ داده شده است

25/01/1395

 

پرسش :

سلام علیکم

در دین اسلام برای هر مشکلی خداوند راهکاری قرار داده است.

مثلا پسرهایی که امکان ازدواج دائم برایشان نیست, می توانند به وسیله ازدواج موقت به گناه نیفتند.

می خواستم بدانم آیا راهکاری برای دخترهایی که امکان ازدواج دائم برایشان نیست وجود دارد یا نه؟

با توجه به اینکه اینها هم انسان هستند و ممکن است به گناه کشیده شوند.

 

پاسخ :

علیکم السلام

الف : در فرض سوال ،

 ( فرض بر این است که پرسش عمومی است و درباره ی دین اسلام است و خداوندی که برای هر مشکلی راهکاری قرار داده است ؛  نه عرفیات متفاوت و بعضا محترم  ِ اقلیم ها و نژاد ها )

در فتوای مراجع تقلید معاصر  

(کسى که بواسطۀ نداشتن زن به حرام مى‌افتد  واجب است زن بگیرد -   و همچنین زنى که بواسطه نداشتن شوهر به حرام مى‌افتد، واجب است اقدام به شوهر کردن نماید)

و در راهکار (  اگر کسى بترسد که با ترک ازدواج درحرام بیفتد ازدواج بر او واجب است)

تفاوتی بین زن و مرد مجرد نیست

ب : اگر فرض بر این باشد که  :

در جامعه ی ایران امروز ما ، پسرهایی خداترس هستند که  می توانند به وسیله ازدواج موقت به گناه نیفتند ؛

حتما دخترهایی خداترس هم هستند که  می توانند به وسیله ازدواج موقت به گناه نیفتند

ج : واقعیت این است که در جامعه ی ایران امروز ما ،

پسرهای خداترس هم نمی توانند به وسیله ازدواج موقت به گناه نیفتند 

و صبر توام با تقواپیشگی  و تلاش برای ازدواج آسان و آسمانی ، راه کار است

16/01/1395

 

پرسش :

متاسفانه در جامعه ما انتخاب همسر دلخواه برای پسران خیلی راحت تر از دختران است.

دختران به دلیل حجب و حیایی که دارند نمی توانند حرف خود را بزنند.

مثلا دوستی را می شناختم که به آقایی علاقمند بود ولی به دلیل حجب و حیای دخترانه اش نتوانست حرفش را بزند. این واقعا مشکل بزرگی برای دختران است.

به نظر شما در چنین مواردی دختران چگونه می توانند عمل کنند؟

پاسخ :

اولا :سوال پژوهشی باید خالی از پاسخ و جانبداری و  پیشداوری و بروز احساساتی مانند « متاسفانه » ، باشد

ثانیا : موضوع مطرح شده (دختران به دلیل حجب و حیایی که دارند )

بخشی از فرهنگ ایرانی ما است

که از پیش از اسلام با آن خو گرفته ایم

و حتی دختران ایرانی غیر مذهبی

 – که به دلائل خانوادگی با فرهنگ اسلامی و حجاب آشنایی نداشته اند –

و به دلائلی مانند تحصیل یا مسابقه یا همراهی با خانواده  ، به خارج از کشور رفته اند ،

به محض پایان یافتن دلیل ،

سریعا به کشوری که به فرهنگش

( که محدودشان می سازد و حتی محرومشان می سازد )

عشق می ورزند ، باز می گردند

ثالثا : دختری که به آقایی علاقمند است ولی به دلیل حجب و حیای دخترانه اش نمی تواند حرفش را بزند ،

اگر موضوع را با یکی از اطرافیان دانای خود در میان بگذارد

 یا به خواسته ی خود می رسد

و یا از اشتباه بیرون می آید

16/01/1395

حضرت آیة الله العظمی خامنه ای
سلام علیکم
اداره یا شرکتی هر ماه از حقوق کارمندان فاقد مسکن خود ، مبلغی را جهت تامین مسکن آنان کسر می نماید و بعد از مثلا دوسال ، همان مبلغ را به حساب پیمانکار واریز نموده و خانه ی ساخته یا خریده شده را تحویل کارمندان می دهد
آیا کارمندان فوق الذکر ، خمس آن مبلغ را باید بپردازند ؟
با تشکر
محمد اسلامپور
19/11/1394

 

پاسخ سوال شرعی

۰۷ اسفند ۱۳۹۴

نام: محمد اسلامپور

موضوع: خمس

شماره استفتاء: 626718

در فرض سؤال باید خمس آن مقداری را که به پیمانکار داده نشده و سال خمسی بر آن گذشته است بدهند

 

 

پرسش :  02/12/1394

 

جناب آقای اسلامپور

در انبار بعضی از مراکز دولتی ،  لوازمی مثل کامپیوتر, فیلم ویدئو و غیره وجود دارد که اینها از رده خارج شده اند و دیگر قابل استفاده برای آن مرکز نمی باشند و دور ریختنی هستند (با توجه به اینکه لوازم جدیدتر می آید و از آنها استفاده می کنند). البته بعضی از آنها نو هستند یا در حد نو . می خواستم بدانم ازنظر مقام معظم رهبری استفاده شخصی از این وسایل حرام است یا جایز است؟

پاسخ :

در فرض سوال ، اگر  اقلام فوق از مراکز یاد شده بیرون انداخته شده باشد ، با اطمینان از این که از آنها اعراض شده ، استفاده شخصی از آنها مانع ندارد ولی اگر بیرون انداخته نشده باشد ، استفاده شخصی از آنها ، تابع قوانین و مقررات مربوطه است

 

 

اقای اسلام پور من « یک دختر جوان » هستم و دوست دارم در نظر دیگران زیبا جلوه کنم. دوست ندارم در بین هم سن و سالانم کم بیاورم. آیا اسلام با زیبایی و شیک بودن و باکلاس بودن مخالف است؟ لباس خوی و شیک پوشیدن اشکال دارد؟ اگر کمی آرایش نکنم زشت جلوه می کنم.

 

پاسخ :

اسلام با زیبانمایی مخالف نیست ولی برای آن پایبندی به محدوده را لازم میداند

باید با مراعات احکام شرع ، حریم و امنیت جامعه و سلامت خانواده و کانون خانواده محفوظ بماند

 

توضیح :

خانم محترم

در بررسی های شخصیت شناسی ، نماد پرسش شما ، نماد « دختر جوان زیبا نما » است

بررسی ها ،  وضعیت های « دختر جوان زیبا نما » را بدین گونه ترسیم می نماید :

 

1 / نیمی از افرادی که « دختر جوان زیبا نما » را میبینند و زیبانمایی های او  را تحسین می نمایند ، خانم هستند ؛ خوب در اینجا زیبا نمایی ایرادی ندارد

 

2 / اما زیبا نمایی « دختر جوان زیبا نما » در برابر نیم دیگر جامعه که در بردارنده ی محرم ها و همسر آینده اش و نامحرم ها می باشد ، حریم جامعه و امنیت اجتماعی و سلامت خانواده و کانون خانواده را به خطر می اندازد

 

الف : در شرایط امروزی جامعه ی رسانه زده که متاثر از حریم شکنی دردناک برهنگی غرب است ، توصیه ی فراگیر به همه ی بانوان به ویژه « دختر جوان زیبا نما » ، پرهیز از زیبانمایی در برابر محارم توصیه می گردد تا سلامت خانواده آسیب نبیند

 

ب : 1 / زیبانمایی « دختر جوان زیبا نما » در برابر نامحرم ها به ویژه در برابر نامحرم هایی که تشکیل خانواده نداده اند ، بمب ساعتی است که حتما منفجر خواهد شد و انفجار آن در برخی موارد مستقیما به خود دختر ها و خانم های خودنما آسیب می رساند ( که برخی از قربانیان گناه کاران همین گناه سازان هستند )  و  در برخی موارد انفجار این بمب ساعتی ، به بانوان بی گناه آسیب می رساند ( که برخی از قربانیان وحشی شدن گناه کاران با دیدن گناه سازان ، بانوان بی گناه هستند )  و در مواردی منجر به خودآسیبی نامحرم هایی می شود که نمی خواهند به بانویی آسیب برسانند ( که منجر به افسردگی ، خودارجاعی و انزوا و ... می گردد و بخش اساسی بار این گناه ، به گناه افشانان باز می گردد )

 

ب : 2 / زیبانمایی « دختر جوان زیبا نما » در برابر نامحرم ها به ویژه در برابر نامحرم هایی که تشکیل خانواده داده اند ، موجب سست شدن کانون خانواده بعلت احساس کاذب اقناع نشدن شوهر در خانه و بروز بدگمانی در بانوی خانواده و همچنین پیدایش پیامدهای بدخیم اخلاقی – اجتماعی ای می گردد که کم هزینه ترین آنها طلاق و فروپاشی خانواده است ( که عرش الهی را به لرزه می اندازد ) و به رفتارهای پرخطر و ... نیز می انجامد

 

ج : زیبانمایی دربرابر نامحرمهایی که یکی از آنان همسر احتمالی « دختر جوان زیبا نما » خواهد بود

 

اولا : غالب افرادی که بیننده و ستایشگر « دختر جوان زیبا نما » هستند فقط مشتریانی هستند که می خواهند از او لذت ببرند از لذت دیدن تا دیگر لذت هایی که به آن دسترسی یابندو هرگز فکر ازدواج با دختری که خود را در در دسترس همه قرار می دهد را نیز در سر نمی آورند

 

ثانیا : اگر در این شرایط ، ازدواج رخ دهد  ، متاسفانه خطر ناپایداری بشدت آن راتهدید می نماید زیرا دختر ( اگر خانواده دوست باشد ) همواره نگران است مبادا « دختر جوان زیبا نما »  ی دیگری بر سر راه همسرش قرار گیرد و ...

و پسر ( اگر غیرت داشته باشد )  همواره نگران است که مبادا همسرش باز هم خود را « دختر جوان زیبا نما » ببیند و ...

 

 

و در همه ی این مواردی که منجر به آسیب دیدگی خانم ها می شود ، آسیب رسانی « دختر جوان زیبا نما » قابل انکار نیست

 

من آنچه شرط بلاغ بود با شما گفتم ...

26/11/1394

 

 

 

پرسش : 25/11/1394

 

همسرم برای راحتی ما بسیار تلاش می کند اما متاسفاه بسیار عصبی است و برای مسائلی که بسیار کوجک است و دیگران از کنار ان براحتی رد می شوند، داد و فریاد راه می اندازد تاکنون در مقابل او صبور بوده ام و سعی کرده ام او را آرام کنم ولی بعضی اوقات کم می آورم. فرزند نوجوانم گاهی اوقات تحمل چنین رفتاری را ندارد و سعی می کند با آرامش او را متقاعد کند ولی او نمی پذیرد و سعی می کند با داد و فریاد حرف خودش را ثابت کند. می ترسم این مسئله ما را در زندگی دچار مشکلات بیشتری کند و با فرزندانمان وقتی بزرگتر می شوند مشکلات بیشتری پیدا کند. خواهش می کنم مرا راهنمایی بفرمایید. چطور می توانم عصبانیت او را از بین ببرم یا تعدیل کنم؟

 

پاسخ :

اولا

پژوهش زیر را بررسی نمایید

 

مشاجره جو یا مباحثه جو؛ مساله این است!

ابتدا باید بین تمایل فرد به شرکت در پرسش و پاسخ و مباحثات ثمربخش (مباحثه جویی) و میل به جر و بحث، مجادله و پرخاش کلامی (مشاجره جویی) تفاوت قائل شویم.

 

رفتار اولی در افرادی دیده می شود که عموما مستعد، توانمند و کنجکاوند.

این گروه نمی خواهند بحث کنند تا چیزی را اثبات یا نفی کنند.

آنها می خواهند بدانند و در نتیجه، فعالانه وارد مباحثات می شوند،

اما گاهی عطش سیری ناپذیری برای دانستن جزئیات وجود دارد و سبب خسته شدن طرف مقابل می شود،

 

اما افرادی را که اهل بحث و مجادله هستند می توان به چند گروه تقسیم کرد؛

یک گروه افرادی هستند که به جزئیات بیش از اندازه توجه می کنند و نمی توانند از هیچ چیز کوچکی گذر کنند.
آنها تصور می کنند وقتی یک مبحث به طور کامل بررسی شده است که درباره تمام ابعاد آن، مو به مو، گفت و گو شده باشد.

چنین افرادی ممکن است به طور مداوم در گفت و گوها استثناها و شرایط غیرمعمول را یادآوری کنند و بخواهند درباره این شرایط هم بحث شود.

چنین افرادی را می توان افراد «وسواسی» دانست.

البته توجه کنید این خصوصیت با وسواس متفاوت است.

در این حالت ما از خصوصیات «شخصیتی» صحبت می کنیم که همیشه با فرد است و دیگران او را با این خصوصیات می شناسند؛ مثلا می گویند فلانی خیلی خوش قلب و مهربان است، اما همه اش گیر می دهد و ول نمی کند.

نکند خودشیفته باشد!

گروه دیگر افراد مغرور و خودپسندی هستند که تصور می کنند همه چیز را می دانند

و حتی فراتر از این، خیال می کنند که خودشان تنها کسانی هستند که می فهمند.

آنها دائما با دیگران بحث می کنند تا حرف خودشان را به کرسی بنشانند.

این افراد ممکن است در بحث هایشان دیگران را تحقیر کنند و دائم معلومات خود را به رخ بکشند.

گاهی این افراد ابتدا تلاش می کنند تا نقاط ضعف طرف مقابل را پیدا کنند.

چنین افرادی ممکن است در بحث هایشان از واژه های بیگانه استفاده کنند.
اگر این افراد در بحث با دیگران شکست بخورند، ممکن است بحث را به بیراه بکشند، مغلطه کنند یا حتی عصبانی شوند.

اینها افرادی «خودشیفته» هستند.

گروهی از افراد خودشیفته با منابع قدرت (مثلا مدیران) مشکل دارند و چالش های دائمی در محیط کار ایجاد می کنند.

آنها به جای انجام وظایف و فرمانبرداری مناسب و موجه، نظریات ارائه شده را به بحث می گذارند و کشمکش ایجاد می کنند.
این افراد در مجیط خانواده، روند دموکراتیک و همزیستی را بر نمی تابند و می خواهند خودشان «رئیس» باشند.

 

گروه دیگری نزدیک به این گروه وجود دارد که هدفشان از بحث نه دانستن است و نه اثبات کردن. آنها می خواهند دیگران را اذیت کنند.

 

گروه دیگر از افراد اهل بحث، افراد «نمایشی» هستند.

آنها نیاز دارند تا دیده شوند و به آنها توجه شود.

افراد نمایشی وارد مباحثات متعددی می شوند تا دانش خود را به رخ بکشند و بگویند «من هم هستم».
در مباحثات این گروه، بسیاری از آنچه گفته می شود، در سطح می گذرد و هدف مشخصی تا انتها دنبال نمی شود.

 البته توجه کنید که نمی توان به سادگی و به صرف شرکت افراد در مباحثات، آنها را دچار ایراد دانست. این الگوها بیشتر برای شناخت رفتار مجادله گر یا جر و بحث است. در کل، افراد مشاجره جو را می توان افرادی یکدنده و لجباز یا بدقلق دانست.

این رفتارها ریشه در کودکی دارد

مشخصا یکی از روش های یادگیری ما الگوبرداری از رفتار پدر و مادر است.

از طرفی، مطالعات متعددی، هم در ایران و هم در کشورهای دیگر، نشان داده :

فرزندان والدین مقتدر که برای فرزندانشان استدلال می کنند و از آنها می خواهند در یک روند «داد و ستد» بیاموزند، بیشتر «مباحثه طلب» (به معنی مثبت آن) هستند و اعتماد به نفس بالایی دارند،

در روند آموزش فعالانه وارد می شوند و در آینده هم افرادی منطقی هستند،

اما فرزندان والدین مستبد که بیشتر دستور می دهند، دلایلشان یک طرفه است و میل به آموزش از راه «داد و ستد» را سرکوب می کنند، بعدا دچار مشاجره جویی و پرخاش کلامی می شوند.


راهکارهایی کلی برای زندگی با افرادی که علاقه وافری به بحث کردن دارند، پیشنهاد می شود. البته ممکن است برخی از این راهکارها در شرایط خاصی کاربرد داشته باشد. مثلا رویکردی که پدر و مادر در برابر فرزندشان به کار می گیرند، با رویکرد همسران در برابر یکدیگر متفاوت است و همین طور افراد در محل کار. ابتدا باید بدانیم، جدا از طبیعت فرد مقابل که تمایل دارد درباره همه چیز بحث کند و اینکه این خصوصیت طبیعی است یا غیرطبیعی، برخی موضوعات خیلی قابل بحث نیستند.

مباحث اعتقادی بیشتر از این گروه اند و بهتر است در زندگی فردی از بحث درباره این موضوعات پرهیز کرد. البته بهتر بود، پیش از ازدواج (مثلا در دوره نامزدی) درباره این مباحث گفت وگو شود و تشابه اعتقادی نسبی را یکی از ملاک های انتخاب همسر درنظر بگیرند. «عقد» ریشه واژه اعتقاد و به معنی «گره» است. اعتقاد یعنی اندیشه ای که به انسان گره خورده است. مسائل هیجانی، مانند رسوم خانوادگی هم همین طورند و باید درباره آنها بحث کرد. نباید تلاش کنیم که رسوم یک خانواده دیگر را از طریق همسرمان اصلاح کنیم. به آسانی می شود با برخی مسائل کوچک در این مورد کنار آمد و به خانواد طرف مقابل احترام گذاشت

 

ثانیا

از ایجاد فضای عصبانیت بپرهیزید و اگر فضا به طرف عصابیت رفت با بنزین پرخاشگری در برابر پرخاشگری ، سعی در خاموش نمودن آن ننمایید

 

سوما

« من همیشه به دوستان و خویشاوندان و زنان میگویم، میگویم برخلاف آنچه که معروف است، در بین این دو جنس، آن جنس قوى‌تر زن است.

زنها قوى‌تر از مردهایند.

زنها میتوانند با تدبیر و با ظرافت، مرد را در دست خودشان بچرخانند؛

انسان، هم در تجربه این را مشاهده میکند، هم با قیاسهاى فکرى و عقلى این را میتواند اثبات بکند. این واقعیّتى است.

بله، زنهایى هستند که بى‌تدبیرى میکنند، لذا این کار را نمیتوانند انجام بدهند؛

امّا زنى که اهل تدبیر باشد، مرد را میکند رام خودش.

این مثل این است که یک نفرى بتواند یک شیر درنده را افسار بزند، سوارش بشود؛

 این معنایش این نیست که او از لحاظ جسمى از این شیر قوى‌تر است،

معنایش این است که توانسته این اقتدار معنوى را به کار ببرد؛

 زنها این توانایى را دارند،

منتها با ظرافت؛

یعنى ظرافتى که میگوییم، تنها ظرافت در ترکیب جسمانى و ساختمان جسمانى نیست،

بلکه ظرافت در فکر و اندیشه و تدبیر و دستگاه تصمیم‌گیرى است که خداى متعال در زن قرار داده »

25/11/1394

 

 

پرسش : 24/11/1394

سلام یک سوال ایا کسانی که برای رسیدن به منافع حزبی و جناحی خود به هر روشی دست می زنند  میتوانند از نظام ج ا ا به نحو احسن دفاع کنند  / در کتاب دانشجویان و گروگانها  (انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی )از خانم ابتکار سوال میشود که به نظر شما هنوز آمریکا هنوز شیطان بزرگ است؟ که ایشان در جواب می گوید اعتقادم این است که اگر تغییر رویکردی اساسی در آمریکا اتفاق نیفتد خیلی نمی شود به آمریکاییها اطمینان کرد .... به نظرم اگر جاهایی مطرح شده که میتوانیم ارتباطمان با آمریکا را اصلاح کنیم بحث دلدادگی و کوتاه آمدن از ارزش ها نبوده بحث این بوده که منافع خود را در هر لحظه مد نظر داشته باشیم . لذا این نکته باید برسی گردد که

اولا در رفتار های سیاسی و اجتماعی تکلیف محور است یا منافع ؟

در ثانی چه مرجعی باید حدود و ثغور منافع را معین نماید و اصولا کدام جایگاه در نظام اسلامی حق تعیین منافع نظام را دارا است؟

آیا تکلیف محوری درست است یا منافع محوری؟

 

پاسخ :

1 - محور ، تکلیف است

2 - منافع مسلمین و مصالح مظام  ، مصلحت اسلام می شود

3 - تشخیص با ولایت است

24/11/1394

 

حضرت آیة الله العظمی خامنه ای
سلام علیکم
ارزیابی کاندیداهای انتخاباتی و صحبت کردن در باره آنها تا چه حدی مجاز است که منجر به غیبت نشود ؟
با تشکر
محمد اسلامپور
۲۰/۱۰/۱۳۹۴
Eslampoor@gmail.com

 

نام و نام خانوادگی: محمد اسلامپور

پست الکترونیکی: Eslampoor@gmail.com

موضوع: گناهان

شماره استفتاء: 617902

بسمه تعالی

 سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

غیبت آن است که پشت سر مسلمان عیب مستور و پوشیده او (امرى که مستور عرفى است) گفته شود، مشروط به اینکه به قصد تنقیص باشد، یا در نزد عرف تنقیص به‌حساب آید. و همچنین ردّ غیبت نیز واجب است. و تشخیص آن بر عهده مکلف می باشد.

موفق و مؤید باشید 

 

 

 

جناب آقای اسلامپور

اگر مردی بدون اطلاع همسرش ازدواج مجدد کند ایا این اشکال شرعی دارد یا نه ؟  و آیا مرتکب گناه شده است یا نه؟  آیا رضایت همسرش برای ازدواج مجدد لازم است یا نه ؟  از نظر شرعی و از نظر قانونی حکم چیست؟

 

پاسخ : سوال های کلی به ویژه در احکام ، دردسر پاسخگو است و سوال های جزئی دردسر پرسشگر

 

A : سوال کلی :

الف : اگر مردی بدون اطلاع همسرش ازدواج مجدد کند ایا این اشکال شرعی دارد یا نه ؟

الف / 1 - ازدواج مجدد به صورت عقد دائم است یا عقد موقت ؟

الف / 2 - ازدواج مجدد به صورت عقد موقت با بانویی مسلمان است یا بانویی اهل کتاب ؟

الف / 3 - ازدواج قبلی ( ازدواج این آقا با همسر قبلی ) به صورت عقد دائم است یا عقد موقت ؟

الف / 4 - در  ازدواج قبلی ( ازدواج این آقا با همسر قبلی ) درباره ی ازدواج مجدد ایشان ، شرطی در ضمن عقد ذکر شده است ؟

الف / 5 - اگر در  ازدواج قبلی ( ازدواج این آقا با همسر قبلی ) درباره ی ازدواج مجدد ایشان ، شرطی در ضمن عقد ذکر شده است ، وضعیت عدم پایبندی به شرط نیز ، تبیین شده است ؟

الف / 6 – شوهر یا بانو دارای بیماری خاصی نیستند ؟

الف / 7 - شوهر ، مقلد کدامیک از مراجع محترم تقلید می باشد ؟

الف / 8 – پرسش درباره ی حکم تکلیفی ( حلال یا حرام بودن ازدواج مجدد ) است یا درباره ی حکم وضعی (صحیح یا باطل بودن ازدواج مجدد ) ؟

نتیجه : در برخی موارد اشکال شرعی دارد و  در برخی موارد اشکال شرعی ندارد

 

ب : آیا مرتکب گناه شده است یا نه ؟

بستگی به پاسخ برخی پرسش های بند الف دارد

نتیجه : در برخی موارد اشکال شرعی دارد و  در برخی موارد اشکال شرعی ندارد

 

ج : آیا رضایت همسرش برای ازدواج مجدد لازم است یا نه ؟

بستگی به پاسخ برخی پرسش های بند الف دارد

نتیجه : در برخی موارد رضایت همسرش برای ازدواج مجدد لازم است و در برخی موارد رضایت همسرش برای ازدواج مجدد لازم نیست

 

د : از نظر شرعی حکم چیست؟

دسترسی به حکم شرعی ، وابسته به دسترسی به پاسخ پرسش های بند الف دارد

 

هـ : از نظر قانونی حکم چیست؟

هـ / 1 – ازدواج اول ثبت قانونی شده است ؟

هـ / 2 – ازدواج دوم ثبت قانونی شده است ؟

هـ / 1 – اگر ازدواج ها ثبت قانونی شده است ، در چه کشوری ثبت قانونی شده است ؟ ( برخی از پرسشگرهای محترم وبلاگ ، غیر ایرانی و  یا ساکن در غیر ایران می باشند )

هـ / 1 – اگر ازدواج ها در کشوری غیر از جمهوری اسلامی ایران ثبت قانونی شده است ، قانون آن کشور در این زمینه چیست ؟

نتیجه : باید پاسخ را از پاسخگویان آشنا به حقوق و قانون پیگیر شوید

 

B : سوال جزئی :

آقا و خانمی در جمهوری اسلامی ایران با رعایت مقررات جمهوری اسلامی ایران با هم ازدواج دائم نموده اند .

شوهر تمامی شرائط ذکر شده در عقدنامه ی رسمی را پذیرفته و  امضا نموده است و در ضمن عقد تعهد نموده است که بدون اطلاع بانو ، اقدام به ازدواج دوم ننماید.

پس از آن ، شوهر بدون اطلاع بانو ، با بانویی مسلمان به صورت قانونی ، ازدواج دائم نموده است .

پرسش الف : اقدام شوهر حرام است  ؟  

پاسخ : در فرض سوال ، اقدام شوهر درباره ی تخلف از تعهد ، حرام است

پرسش ب : ازدواج دوم باطل است ؟

پاسخ : در فرض سوال ، ازدواج دوم صحیح است

پرسش ج : آیا قانون ، اقدامی برای بانو انجام می دهد

پاسخ : در فرض سوال ، برابر قانون بانو می تواند نسبت به جدایی از شوهر اقدام نماید

 

C : سوال واقعی : چرا در ایران ، شوهری که « با همسر خود زندگی خوبی دارد » ، بدون کسب رضایت همسرش ، اقدام به ازدواج مجدد می نماید

در اکثر موارد در ایران و در شرایط کنونی ، یا هوسباز است یا احساس نمی کند که « با همسر خود زندگی خوبی دارد »

البته این پاسخ عمومیت ندارد و مواردی که غیر این دو باشد نیز وجود دارد

 

 نتیجه ی اخلاقی :

1 – عاقلانه ازدواج نمایید و عاشقانه زندگی نمایید

2 – قابل توجه بانوان و شوهرها  : بانوی دوم هم بانو است

نویسنده : بازدید : 20 تاريخ : پنجشنبه 18 آذر 1395 ساعت: 9:35
برچسب‌ها :